السيد حامد النقوي

85

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

خطر را در آن گنجايش نيست ، پس بهر تقريرى كه از حكم إلهى باطاعت حتمى و جزمى أحدى عصمت او ثابت خواهد شد به همان تقرير عصمت اهل بيت عليهم السلام از حكم جناب رسالت‌مآب ( ص ) ثابت خواهيم كرد ، حذو القذة بالقذة . و به حمد اللَّه بودن أمر جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم درين حديث شريف عين أمر ربّانى بحدّى واضح و لائح است كه منصفين علماى اهل سنّت بلا تأمّل معترف به آن مىشوند ، كما ستعرفه عنقريب إنشاء اللَّه تعالى من عبارة « دراسات اللبيب » للفاضل السندى الأريب . وجه 16 - اثبات عصمت اهلبيت از حديث ثقلين و نقل كلمات وجه شانزدهم آنكه : درين حديث شريف جناب رسالت مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تمسّك بأهلبيت عليهم السّلام را مثل و نظير تمسّك به قرآن قرار داده ، و اينهم مثبت عصمت حضرات اهل بيت عليهم السلام است . چه پر ظاهر است كه سواى اهل عصمت ديگرى شايان اين مرتبه نيست كه آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تمسّك را به او نظير و شبيه تمسّك به قرآن قرار دهند و بر أمّت خود اتّباع و اقتفاى او را مثل اتّباع و اقتفاى قرآن مجيد واجب و لازم گردانند ، زيرا كه قرآن مجيد بمفاد « و إنّه لكتاب عزيز لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حميد » از هر باطل و خطا معرّا و مبّراست ، پس لابدّ است كه قرين و سهيم او در وجوب اتباع و اقتفاهم مثل قرآن منزّه و معصوم بوده باشد ، و هرگز جائز نيست كه جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم غير معصوم را مقرون به قرآن قرار داده ، العياذ باللّه أمّ خود را اغراء بالجهل فرموده باشد . و هر گاه عصمت أهل بيت عليهم السّلام ثابت و محقّق گرديد ، در امامت اين حضرات شك و ريبى باقى نماند ، و للّه الحمد على ذلك . و از آنجا كه عصمت اين حضرات بوجهى كه معروض شد قابل إنكار نبود ، لهذا ابن حجر مكى با وصف آن همه تعصّب و تشدّد خود در « منح مكيّه - شرح قصيده همزيه » ايماى به اين مطلب نموده ، چنانچه گفته : [ و فى الحديث : إنّى تارك فيكم ما إن تمسّكتم به لن تضلّوا بعدى ، كتاب اللَّه و عترتى . فليتأمّل كونه قرنهم بالقرآن فى أنّ التّمسّك بهما يمنع الضّلال و يوجب الكمال ] . و علامه محمد معين بن محمّد أمين السّندى در « دراسات اللّبيب » در ذكر